{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتت

چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتت
سخت کردی روزگارم با شکــستـت

گرچه ایـــن دیوار دنیــا تنـــگ کردی!
من گــــلی بر آب دادم جنــگ کردی؟

از چه بــــاران میزند بر بـــام دلـــها
داغ گـــل دیدم شــدم تنهـــای تنها

گر صدایم میزدی نایی شــــنیــدی؟
بیش از اینها درد رسوایی نــدیــدی؟

درد من هم درد خیلی از شــــماست
کو کجا گفتند این درد از خـــطاست؟

ای قلم حرف از تباهی میـنوشتی!
بخت ما بود و سیــاهی میــنوشتی....

لایقش بــودم چرا بــازم جدایــــی؟
با زلیخایش چرا این بی وفایـی؟

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

قصه یِ تلخی ست شاعر باشی و با شعر خود نازنینت را خودت معشوقه...

عاشق بیچاره از معشوقه ات خون شد دلت؟!نوش جانت، دنده ات نرم، ...

کِی کسی خواست دل شاعر ما را بخرد؟مُرده‌شور، دل دیوانهٔ ما هم...

من به دنبال کسی می‌گردمکه در این ورطهٔ طوفان زدهٔ بیشهٔ مابو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط