امشب که در واقع روز سوم تجمع بود، من و خواهرم ساعت 19 به

امشب که در واقع روز سوم تجمع بود، من و خواهرم ساعت 19 به بعد روانه مبدا معین شدیم.جمعیت از شب قبل هم بیشتر شده بود.صحنه های جالبی از جلوی چشمم گذشت؛آقا پسری پرچم ایران رو با دست شکسته اش گرفته بود و راهپیمایی می کرد.اکثر افراد بچه های خردسالشونم

با خودشون آورده بودن.همین طور شعار میدادیم و مسیر رو طی می کردیم تا در نهایت به مقصد تعیین شده رسیدیم.خیابون از اول تا آخر بسته شده بود و جمعیت تمام اون رو پر کرد. درحالی که میکروفون داران شعار می دادند و ما تکرار می کردیم، ناگهان صدای شلیک پدافند ها رو شنیدیم
دیدگاه ها (۰)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۳ویو راوی هر سه ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...

اگرچه برخی انقلابی نماها در میادین با پلاکاردهای تهمت

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

🔻به نام خدایی که طوفان را آفرید.🔸️وقتی آخرین نفرات ارتش «دفا...

دیشب یکی از موشک‌های رهگیر پدافند اسرائیل بعد از شلیک، فیل (...

به این تصویر نگاه کنید🔸️تعدادی انگشت‌شمار از اغتشاش‌گران (به...

حرکت موتور اقتصاد کشور، در گرو مشارکت مردم است ، درعین حال د...

آیا کویت شعبه دوم سعودی خواهد شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط