The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
__________________________
ویو جئون جونگ کوک:
که سوهو شروع کرد به حرف زدن
@«خب اقای رئیس برا چی اومدین (همه حرفای سوهو با لبخند حرصیه)
+«اومدم به خانم پارک سر بزنم... تو چرا اومدی»
@«منم اومدم طراحی ها رو نشون خانم پارک بدم»
_«هومم.. دادی؟»
@«بله معلومه من همیشه کارامو درست انجام میدم»
_«پس میتونی بری بیرون»
با حرفی که زدم لبخندش ماسیده شد
@«بله.... من دیگه میرم»
رفت..
برگشتم سمت یورین یه غم خاصی رو میشد تو چشاش دید
_«چیشده خانم پارک نمیخوای به جئونت نگاه کنی»
که برگشت و نگام کرد
+«از صبح چرا بهم سر نزدی»
_«بخدا هی میخواستم بیام ولی هانا جلوم رو میگرفت»
+«هوم بهونه خوبیه»
تا خواستم چیزی بگم تیم شرکت نموم شد و رفت خونه.......
هوفففف... اخه من چطور متوجش کنم که تقصیر هانا بود... چرا فکر کرده براش مهم نیستم من یروز نبینمش دق میکنم خدایاااا.... که یه نوتیف رو گوشیم اومد.....
__________________________
ویو جئون جونگ کوک:
که سوهو شروع کرد به حرف زدن
@«خب اقای رئیس برا چی اومدین (همه حرفای سوهو با لبخند حرصیه)
+«اومدم به خانم پارک سر بزنم... تو چرا اومدی»
@«منم اومدم طراحی ها رو نشون خانم پارک بدم»
_«هومم.. دادی؟»
@«بله معلومه من همیشه کارامو درست انجام میدم»
_«پس میتونی بری بیرون»
با حرفی که زدم لبخندش ماسیده شد
@«بله.... من دیگه میرم»
رفت..
برگشتم سمت یورین یه غم خاصی رو میشد تو چشاش دید
_«چیشده خانم پارک نمیخوای به جئونت نگاه کنی»
که برگشت و نگام کرد
+«از صبح چرا بهم سر نزدی»
_«بخدا هی میخواستم بیام ولی هانا جلوم رو میگرفت»
+«هوم بهونه خوبیه»
تا خواستم چیزی بگم تیم شرکت نموم شد و رفت خونه.......
هوفففف... اخه من چطور متوجش کنم که تقصیر هانا بود... چرا فکر کرده براش مهم نیستم من یروز نبینمش دق میکنم خدایاااا.... که یه نوتیف رو گوشیم اومد.....
- ۸۷۰
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط