#پارت 2 قهوه سرنوشت ساز
#پارت 2 قهوه سرنوشت ساز
یهو گوشیش زنگ خورد. خواهرش بود امد. به یونا گفت:
+من بعدا بهت زنگ میزنم!
_باشه.
+بای.
-بای.
اومد گوشی رو حواب بده که تققق
به یک ماشین خورد از ماشین پیاده شد رفت جلو
اومد معذرت خواهی کنه که...
_میتوانید با وکیلم تماس بگیرید.
+ام. ما!
برگشت سمت ماشین درو بازکرد و گفت
_راستی خسارت ماشینت رومیتونی از وکیلم بگیری.
+وایسا وایســـــــــــــا!
بیو یوری
عوض*ی از خود شیفته چطور میتونه اینقدر از خود راصی باشه اوفـــــــــــ آخه آدم انقد از خود راضی اهههههههههههههه خب آروم باش الان میرم بیش هیون جون یک نودل درست حسابی میخورم!!.
«چند دقیقه بعد»
_سلام.
+سلام.
_چی میخوای برات آماداه کنم؟
+یک نودل تننند.
_باشه.
+هنوز مشتری نداری؟
_نه راستش بجز نو ینفر هست که هر روز میاد یک کاسه نودل میخوره و میره.
+بازم توووو!
=میشناسمت؟
+صبح. وکیل. تصادف!
=آها.
_شما همو میشناسید؟
+متاسفانه اره!
=متاسفانه؟......
یهو گوشیش زنگ خورد. خواهرش بود امد. به یونا گفت:
+من بعدا بهت زنگ میزنم!
_باشه.
+بای.
-بای.
اومد گوشی رو حواب بده که تققق
به یک ماشین خورد از ماشین پیاده شد رفت جلو
اومد معذرت خواهی کنه که...
_میتوانید با وکیلم تماس بگیرید.
+ام. ما!
برگشت سمت ماشین درو بازکرد و گفت
_راستی خسارت ماشینت رومیتونی از وکیلم بگیری.
+وایسا وایســـــــــــــا!
بیو یوری
عوض*ی از خود شیفته چطور میتونه اینقدر از خود راصی باشه اوفـــــــــــ آخه آدم انقد از خود راضی اهههههههههههههه خب آروم باش الان میرم بیش هیون جون یک نودل درست حسابی میخورم!!.
«چند دقیقه بعد»
_سلام.
+سلام.
_چی میخوای برات آماداه کنم؟
+یک نودل تننند.
_باشه.
+هنوز مشتری نداری؟
_نه راستش بجز نو ینفر هست که هر روز میاد یک کاسه نودل میخوره و میره.
+بازم توووو!
=میشناسمت؟
+صبح. وکیل. تصادف!
=آها.
_شما همو میشناسید؟
+متاسفانه اره!
=متاسفانه؟......
- ۱۰۰
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط