{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیت کردم...

وصیت کردم...
هرکس توو مراسم ختمم گفت:
"خدا بیامرزتش،راحت شد"
با لبه سینی حلوا، بکوبن توو دهنش ، اونم راحت بشه، بیاد پیش خودم... خخخخخخخخخ
دیدگاه ها (۱۰)

ببخشید نمیتونم تعارف کنم...آخه همین یه دونه بستنی رو دارم......

بعضی وقتا ، آدم تنهاست...ولی نه بخاطر اینکه نمیتونه با کسی ب...

سخت ترین کار دنیا...بی محلی کردن به کسیه که، با تمام وجود، ب...

ما رفتیم...مواظب خودتون باشید...

الان دقیقا توی اون نقطه ی زندگیمم که میتونم بگم رها کردماین ...

پسر ترد شده 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط