خیلی گشته بودیم نه پلاکی نه کارتی چیزی همراهش نبود

خیلی گشته بودیم، نه پلاکی، نه کارتی، چیزی همراهش نبود.
لباس فرم سپاه به تنش بود . چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.
خوب که دقت کردم ، دیدم یک نگین عقیق است که انگار روش جمله ای حک شده.
خاک و گل ها رو پاک کردم ….
دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم …
روی عقیق نوشته بود :
“به یاد شهدای گمنام
#شهید
#شهادت
#زن_زندگی_شهادت
#شهدا
#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهادة_فی_سبیلک
#شهید_گمنام
#شهید_مدافع_حرم
#شهیدانه
#آفرینش
دیدگاه ها (۶)

گمشده در کدام وادى شعرى؟دیار غزلیات حافظ؟یا سپیدی اشعار نیما...

نومید نخواهد شد و نومید نگرددهرکس که دلش را به در کوی تو بند...

آدم ها را دوست بدار اماچشم انتظار کسی نباش که بیاید و غمی از...

إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط