{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دفتر عمرم صفحاتے خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتے خواندم

چون به نام تو رسیدم لحظاتے ماندم

همه ے دفتر عمرم ورقے بیش نبود

همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود ...!!!
دیدگاه ها (۴)

ما کار و دکان و پیشه را سوخته‌ایم .... شعر و غزل و دو بیتی آ...

سلاملار...گون آیدین سحریز خیرلی عزیزلر چوخ گوزل بیرگون آرزول...

ﯾﻪ ﭼﻴــﺰﻱ ﻫﺴـﺖ ﺑـﻪ ﺍﺳـــﻢ"ﺑﻐـــــــﺽ "ﻛــﻪ ﻧـــﻪ ﺭﻭﻱ ﺩﻳــــﻮ...

با اینکه در حوالی #چشمم ندارمتاما همیشه کنج دلم #دوست دارمت....

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

آنگاه که درباره ی تو می نویسمبا پریشانی دل نگران دواتم هستمو...

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط