HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
part4
ویو بورام:همه داشتن به پشت سرم نگاه میکردن
تا برگشتم ببینم که یهو سوزش بدی تو موهام حس کردم اون..ارباب بود.
داشتم تو سنگریزه های حیاط عمارت منو میکشید میبرد
بورام:ترو خدا حداقل بذارید خودم بیام(گریه)
جونگکوک:خفه شو هرزه باهات کار دارم
منو برد طبقه بالا محکم انداخت زمین پاش رو گذاشت رو دستم
بورام:آیییی ترو خدا ولم کنید درد دارم(گریه)
پشت سر هم چند بار لگد بهم زد
بورام:اخه من چیکار کردمممم(گریه)
جونگکوک:ادای مظلوم ها رو برام در نیار(با صدای بلند)
آجومااااا
آجوما اومد بالا
جونگکوک:اینو ببر.....
شرایط:۳ لایک
۲ تا کامنت
part4
ویو بورام:همه داشتن به پشت سرم نگاه میکردن
تا برگشتم ببینم که یهو سوزش بدی تو موهام حس کردم اون..ارباب بود.
داشتم تو سنگریزه های حیاط عمارت منو میکشید میبرد
بورام:ترو خدا حداقل بذارید خودم بیام(گریه)
جونگکوک:خفه شو هرزه باهات کار دارم
منو برد طبقه بالا محکم انداخت زمین پاش رو گذاشت رو دستم
بورام:آیییی ترو خدا ولم کنید درد دارم(گریه)
پشت سر هم چند بار لگد بهم زد
بورام:اخه من چیکار کردمممم(گریه)
جونگکوک:ادای مظلوم ها رو برام در نیار(با صدای بلند)
آجومااااا
آجوما اومد بالا
جونگکوک:اینو ببر.....
شرایط:۳ لایک
۲ تا کامنت
- ۸.۲k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط