{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

شب بود و ستاره بود و من بودم و ماهشب ماند و ستاره رفت و من م...

شب های دراز بی عبادت چه كنم؟طبعم به گناه كرده عادت چه كنم؟گو...

فکر دهان تنگ توام داشت در میانتا صبح بی پیاله مِی ناب می‌زدم...

تو شُل كن روسرى را مو بيفشان فتنه برپا كنجواب مجتهدها، عالما...

مرد تنهای شب @پنج شنبه های تلخ و دلتنگی@ای اجل

#به_وقت_دلتنگی در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند در را ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط