{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دو چشمان قشنگت هر شب سخنی خواهم گفت. سخن از این دل تنه

با دو چشمان قشنگت هر شب سخنی خواهم گفت. سخن از این دل تنها و غریب که پر از خاطره هاست. و به اندازه پیراهن پر وصله آن طفل گدا غم دارد. با خیالت هر شب میروم تا دهن تنگ افق و جدا خواهم کرد تن خورشید خدا را از خاک. و صدا خواهم کرد مهربانیهایت را.
دیدگاه ها (۵)

حساساتت رو روم بنویس. عصبانیتهات رو روم خط خطی کن. اشکاتو با...

می دونی خداچرا لای انگشتات فاصله گذاشته، برای اینکه این فاصل...

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ﻭﺯﻳﺮﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻭﺯﻳﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط