گیر یک دلبر دلسنگ بیافتی سخت است

گیرِ یک ،دلبر دلسنگ ،بیاُفتی، سخت است
گوشه ای ،زخمی و دلتنگ، بیافتی ،سخت است
با خودت، با دگران ،با دل و عقلت ،هردم
به جدال و تنش و جنگ ،بیافتی سخت است
ساده باشی و در این عالم یک رنگی خویش
گیر یک، آدم صد رنگ ،بیافتی ،سخت است
آینه، گر بشود ،شانه ی هق هق هایت
وتو، در آینه چون سنگ، بیافتی سخت است
همه نُت های دلت ،زیر وبمش ،غم باشد
و تو در قصه ی آهنگ بیافتی سخت است
گوشی ات دق بکند ، از غم بی زنگی، وتو
گوشه ای منتظر زنگ بیافتی، سخت است...

تکـــ★
دیدگاه ها (۱)

‏تو زبان عربی به آرزوهای باطل و ناممکن که امکان تحققشون وجود...

یکی رو پیدا کردم که هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد از دستش بدم... و او...

خیـــال آمدنت دیشـبم به سـر می زد نیــامدی که ببینی دلــم چه...

من زود می رنجم؟!یاتو زیاد دوستم ندارے؟!"من زود آوار مےشوم یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط