شب ک میشود
شبــ کـہ میشود ...
انگشتانم ،
بهانه ی لمس ته ریشِ مردانه ات را میگیرند ،
و گوش هایم ،
بهانه ی قربان صدقه هایت ...
و موهایم ، بهانه ی انگشتانت ...
اصلاً ،
انگار ...
شب که میشود ،
تمامِ من ، تو را از من میخواهند ...
و اینگونه است که از من ،
تنها یک منِ بدهکار میماند ..!
انگشتانم ،
بهانه ی لمس ته ریشِ مردانه ات را میگیرند ،
و گوش هایم ،
بهانه ی قربان صدقه هایت ...
و موهایم ، بهانه ی انگشتانت ...
اصلاً ،
انگار ...
شب که میشود ،
تمامِ من ، تو را از من میخواهند ...
و اینگونه است که از من ،
تنها یک منِ بدهکار میماند ..!
- ۴.۰k
- ۲۹ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط