{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبــ کـہ میشود ...

شبــ کـہ میشود ...
انگشتانم ،
بهانه ی لمس ته ریشِ مردانه ات را میگیرند ،
و گوش هایم ،
بهانه ی قربان صدقه هایت ...
و موهایم ، بهانه ی انگشتانت ...
اصلاً ،
انگار ...
شب که میشود ،
تمامِ من ، تو را از من میخواهند ...
و اینگونه است که از من ،
تنها یک منِ بدهکار میماند ..!



‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...؟♥#سعدی‌‌‌

ماندن "مرد" می خواهد.پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای ر...

دلتنگمو خیال توپونه ای خشک استدر دستانمکه هر چه بیشتر خُردش ...

‏آروم درِ گوشش بگید:«‏چقدر خوبه که وسط شلوغی های این زندگی پ...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط