{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزدهم...!

پارت سیزدهم...!
گل های رز یونسی...!
هر دو خندیدن سونگمین سکه رو به چان داد صدای * قلوپ * کوچیکی ایجاد شد این صدا ارامش بخش بود و موج ریزی روی سطح آب ایجاد کرد چان چشماش رو بست و کلماتی رو زیر لب زمزمه کرد و بعد سونگمین هم با یه لبخند شیرین سکه اش رو انداخت و آرزوش رو زمزمه کرد انگار سکه ی سونگمین هم مثل سکه ی چان حامل یه آرزوی خاص بود چشمان چان به سونگمین دوخته شد لبخند محوی روی لب هایش به وجود اومد چان خیلی کنجکاو بود با دقت به صورت سونگمین نگاه میکرد شاید بتونه با دیدن حالات چهره اش بفهمه که چه آرزویی در دل سونگمین هست آرزوی  سونگمین هم مثل آرزوی خودش بود؟! چان تو دلش میگفت : یعنی چه آرزویی کرده ؟! یه آرزوی بزرگ موفقیت تو رشته اش ؟!‌ یا یه آرزوی ساده
سونگمین متوجه نگاه های خیره ی چان شده بود یه لبخند شیطنت امیز زد انگار اون هم کنجکاو بود چان چه آرزویی کرده
سونگمین : چیه ؟ کنجکاو شدی بدونی چی خواستم ؟
چان جا خورد اما سریع به حالت عادی ش برگشت و با یه لبخند گفت : من؟ نه فقط داشتم فکر میکردم چقدر این باغ قشنگه تو آرزو کردی این باغ همیشه همینقدر قشنگ بمونه ؟
سونگمین : نه آنقدرها هم ساده نبود من فکر میکنم قراره این باغ برای یه مدت طولانی زیبا بمونه هر چند این آرزو ، آرزوی خیلی مهمی هست
سونگمین تو دلش فکر میکرد: چان چه آرزویی کرده ؟! یه ماشین خوب ؟! یا شاید یه چیز عمیق تر
بعد از این جملات دیگه هیچ حرفی بین شون رد و بدل نشد در دل هاشون کلی حدس و گمان داشتند دل هاشون پر از سوال بود نگاه شون گاهی به هم میخورد لبخند محوی میزدن شاید بخاطر خجالت گاهی گونه هاشون سرخ میشد هر کدوم شون مشغول چیدن پازلی از شخصیت یکدیگر بودند به امید روزی که این پازل کامل بشه
مینجو : بچه ها یه لحظه توجه کنید
صدای مینجو سونبه توجه دانشجویان پراکنده در باغ رو به خود جلب کرد چان و سونگمین از میان گل های رنگارنگ راهروی منتها به یه سالن بزرگ گذر کردند و به بقیه پیوستن مینجو سونبه با اشاره به مردی میانسال که کنارش بود گفت : ایشون پرفسور اون جونگ هو هستن از اساتید برجسته گیاه شناسی که امروز لطف کردن و درباره چند گونه بسیار خاص و نادر در باغ صحبت کنند
پرفسور اون لبخند گرمی زد و با دقت به جمعیت نگاه میکرد : سلام به همگی خوشحالم که در جمع شما هستم امروز میخوام درباره دوگونه ی بسیار منحصر به فرد صحبت کنم که شاید در نگاه اول فکر کنید فقط یک افسانه است اما برای من نمادی از عمیق ترین مفاهیم زندگی اند روابط انسان ها خیلی عجیب تر از این گیاه هاس ولی این گیاه ها نماد خوبی برای نشان دادن مفهوم اتفاق های زندگی مون هستند
او به سمت بخشی از باغ که گل های عجیب و غریبی داشتند قدم گذاشت و گفت : اولین گونه نیلوفر شب گون
#Chanmin
#YV
دیدگاه ها (۶)

با اینکه بقیه اپدیت جدید اپلود میکنن ... من هنوز با اهنگ ها ...

Stray kids...! 💙˚˙༓࿇༓˙˚˙༓࿇༓˙˚˙༓࿇༓˙˚#Stray_kids#Bang_Chan#Lee...

تولدت مبارک کیوت ترینم ... تو همیشه خوشحال کننده ترین انرژی ...

عشق ممنوع p7

عشق ممنوع p4

عشق ممنوع p14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط