قصر شدو ✨
قصر شدو ✨
پارت دوازدهم
از زبان شدو
صبح شده بود رفتم همه را بیدار کنم دیدم ماریا بیداره پس رفتم سونیک را بیدار کنم
شدو:سونیککککککککککک
سونیک:وای چیشده؟
شدو:هیچی پاشو صبح شده
سونیک: آخه باید اینطوری یک بدبخت را بیدار کنی
شدو:کم گوی و گزیده گو چون در
سونیک:یعنی چی؟
شدو:یعنی خدا به ما یک دهان داده و دو گوش یعنی کم حرف بزن و بیشتر گوش کن
سونیک:(اداشو درمیاره)
شدو:ماریا من میرم بیرون
ماریا:رفتی این لیست را هم بخر
شدو:این همه خرید....می خوای چیکار؟
ماریا:نی نی خارپشت ها زیاد شدند پس باید بخری
شدو:باشه
ماریا:سونیک با بچه ها بازی می کنی من برم آشپزی کنم
سونیک: آره چرا که نه(توی ذهنش می گه اگر حرف ماریا را گوش ندم خب شدو منو به ششصد قسمت مساوی تقسیم می کنه)
ماریا:پس من برم
🦔:ما......(با بغض)
🦔:ماما.....نرو(با گریه)
🦔:م.........(با گریه)
ماریا:باشه گریه نکنید میمونم
🦔:ماما....ماما(با خوشحالی)
سونیک:من آشپزی میکنم
ماریا:جدی؟!😵💫
سونیک:آره منتظر باشید
ماریا:خدا رحم کنه
سونیک:یک شاهکاری بسازم که شدو انگشتاشو باهاش بخوره
ماریا:فقط مواظب باش که امشب همون انگشتاشو نخوره
سونیک:غذاهای من کاملا سالمه
ماریا:باشه
شدو:من برگشتم......سونیک کو؟
ماریا:توی آشپزخونه میخواد غذا بپزه
شدو:خدا رحمتمان کند....
ادامه دارد....
پارت دوازدهم
از زبان شدو
صبح شده بود رفتم همه را بیدار کنم دیدم ماریا بیداره پس رفتم سونیک را بیدار کنم
شدو:سونیککککککککککک
سونیک:وای چیشده؟
شدو:هیچی پاشو صبح شده
سونیک: آخه باید اینطوری یک بدبخت را بیدار کنی
شدو:کم گوی و گزیده گو چون در
سونیک:یعنی چی؟
شدو:یعنی خدا به ما یک دهان داده و دو گوش یعنی کم حرف بزن و بیشتر گوش کن
سونیک:(اداشو درمیاره)
شدو:ماریا من میرم بیرون
ماریا:رفتی این لیست را هم بخر
شدو:این همه خرید....می خوای چیکار؟
ماریا:نی نی خارپشت ها زیاد شدند پس باید بخری
شدو:باشه
ماریا:سونیک با بچه ها بازی می کنی من برم آشپزی کنم
سونیک: آره چرا که نه(توی ذهنش می گه اگر حرف ماریا را گوش ندم خب شدو منو به ششصد قسمت مساوی تقسیم می کنه)
ماریا:پس من برم
🦔:ما......(با بغض)
🦔:ماما.....نرو(با گریه)
🦔:م.........(با گریه)
ماریا:باشه گریه نکنید میمونم
🦔:ماما....ماما(با خوشحالی)
سونیک:من آشپزی میکنم
ماریا:جدی؟!😵💫
سونیک:آره منتظر باشید
ماریا:خدا رحم کنه
سونیک:یک شاهکاری بسازم که شدو انگشتاشو باهاش بخوره
ماریا:فقط مواظب باش که امشب همون انگشتاشو نخوره
سونیک:غذاهای من کاملا سالمه
ماریا:باشه
شدو:من برگشتم......سونیک کو؟
ماریا:توی آشپزخونه میخواد غذا بپزه
شدو:خدا رحمتمان کند....
ادامه دارد....
- ۱.۲k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط