باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا
جان ، گر بزند نازش ، آتش ، بر خرمن من
من ، نکشم تا جان دارم دست از آن دامن
گر مي گدازد يا مي نوازد
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا
جان ، گر بزند نازش ، آتش ، بر خرمن من
من ، نکشم تا جان دارم دست از آن دامن
گر مي گدازد يا مي نوازد
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
- ۵۲۳
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط