{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اواخر فروردین ۷۲ بود؛ پیکر سیدمرتضی بر دوش مردم در مقابل

اواخر فروردین ۷۲ بود؛ پیکر سیدمرتضی بر دوش مردم در مقابل حوزه‌ی هنری تشییع می‌شد.‌.. خودرو حامل رهبر انقلاب در خیابان سمیه ایستاد.‌ علی‌رغم مسائل امنیتی، آقا برای ادای احترام به شهید از ماشین پیاده شدند،‌ کنار پیکر سرباز خودشان ایستادند و زیر لب زمزمه کردند: «إنا لله و إنا إلیه راجعون». بعد در جستجوی خانواده شهید، نگاهی به اطراف انداختند اما به‌خاطر ازدحام مردم نتوانستند از نزدیک خانواده‌ را ببینند. پس از پایان مراسم آقا گفتند: «از طرف بنده به خانواده‌ی شهید تسلیت بگویید؛ گرچه من خودم هم در این مصیبت داغدار هستم». بعد آرام و بی‌صدا در حالی که چشم به تابوت سیدمرتضی دوخته بودند، به راه افتادند. خیابان سمیه هنوز صدای گام‌های آهسته‌ی رهبر را به دنبال پیکر سربازش در ذهن دارد… چندی بعد، آقا در صفحه‌ی اول قرآنی که آن را به خانواده‌ی شهید آوینی هدیه کردند، این عبارت را به دست‌خط خود نوشتند: “به یاد شهید عزیز، سید شهیدان اهل قلم، آقای سیدمرتضی آوینی که یادش غالباً با من است…”
دیدگاه ها (۸)

گردش خون در رگهای حیات شیرین است اما ریختن آن در پای محبوب ش...

گردش خون در رگهای حیات شیرین است اما ریختن آن در پای محبوب ش...

حلقوم ها را می‌توان برید اما فریادها را هرگز، فریادی که از ح...

دنیا من را به خود گرفته اما میدانم تو هنگام شهادتت هیچ چیز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط