{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این حرف را از من بشنوید ...

این حرف را از من بشنوید ...
آدمیزاد باید حداقل یک نفر را داشته باشد که وقتی لبریز شد از غم روزگار بنشیند کنارش و برایش درددل کند...
از کم آوردن هایش بگوید و از پر شدن کاسه صبرش...
حتی از احساس بیچارگی هایش...
آدم اگر گوش محرمی نداشته باشد تا بتواند بی نگرانی سفره دلش را باز کند دق می‌کند...
دق کردن هم یک دفعه نیست ها...
کم کم شروع می‌شود... تلنبار می‌شود...
و در یک جای زندگی، توی یک گره نه چندان کور هم ممکن است یقه آدم را بگیرد...
راستش را بخواهی من یک عمر سنگ صبور همه بودم‌‌‌...
حالا به اندازه یک شب یک گوش محرم میخواهم تا دق نکنم...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#یارجان
#سنک_صبور
#غم
دیدگاه ها (۴)

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

پارت چهارم:فقط چند دقیقه تا شروع کت‌واک باقی مانده بود.کمیل ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۷سویون، با چهره‌ای که...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۶چند دقیقه پیش .به محض اینکه آوا ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط