این حرف را از من بشنوید
این حرف را از من بشنوید ...
آدمیزاد باید حداقل یک نفر را داشته باشد که وقتی لبریز شد از غم روزگار بنشیند کنارش و برایش درددل کند...
از کم آوردن هایش بگوید و از پر شدن کاسه صبرش...
حتی از احساس بیچارگی هایش...
آدم اگر گوش محرمی نداشته باشد تا بتواند بی نگرانی سفره دلش را باز کند دق میکند...
دق کردن هم یک دفعه نیست ها...
کم کم شروع میشود... تلنبار میشود...
و در یک جای زندگی، توی یک گره نه چندان کور هم ممکن است یقه آدم را بگیرد...
راستش را بخواهی من یک عمر سنگ صبور همه بودم...
حالا به اندازه یک شب یک گوش محرم میخواهم تا دق نکنم...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#یارجان
#سنک_صبور
#غم
آدمیزاد باید حداقل یک نفر را داشته باشد که وقتی لبریز شد از غم روزگار بنشیند کنارش و برایش درددل کند...
از کم آوردن هایش بگوید و از پر شدن کاسه صبرش...
حتی از احساس بیچارگی هایش...
آدم اگر گوش محرمی نداشته باشد تا بتواند بی نگرانی سفره دلش را باز کند دق میکند...
دق کردن هم یک دفعه نیست ها...
کم کم شروع میشود... تلنبار میشود...
و در یک جای زندگی، توی یک گره نه چندان کور هم ممکن است یقه آدم را بگیرد...
راستش را بخواهی من یک عمر سنگ صبور همه بودم...
حالا به اندازه یک شب یک گوش محرم میخواهم تا دق نکنم...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#یارجان
#سنک_صبور
#غم
- ۲۶۵
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط