مادر بزرگ من مادر دوتا شهید بود.
مادر بزرگ من مادر دوتا شهید بود.
اولیش که توسط منافقا اوایل انقلاب
شهیدشد و دایی کوچیکمم مفقود الاثر
شدن و جاوید شد.مادربزرگم سال ها انتظارشو
کشید.هر دری زده میشد به در زل میزد.
میگفت شاید علی باشه ولی هیچوقت نیومد.
موهاش سفید وسفیدتر شد ولی
چشاش هنوز به در خیره بودتا لحظه آخر.
آخرشم این بود که گفت یه لیوان آب بهم بدین تشنمه.
آب رو که بهش رسوندیم با چشای باز از دنیا رفته بود اونم با لبای خشک و سفید...
مخاطب من شماهایی هستین که ژست وطن پرستی
به خودتون میگیرین و میگین کاش وطن آزاد بشه!!
وطن ما اسیر ۳۰۰ هزار شهید این چنینیه!!
اونا رو فراموش کنین شاید آزاد بشین
از قفس شهدا و مادران شهدا😔 😔
اولیش که توسط منافقا اوایل انقلاب
شهیدشد و دایی کوچیکمم مفقود الاثر
شدن و جاوید شد.مادربزرگم سال ها انتظارشو
کشید.هر دری زده میشد به در زل میزد.
میگفت شاید علی باشه ولی هیچوقت نیومد.
موهاش سفید وسفیدتر شد ولی
چشاش هنوز به در خیره بودتا لحظه آخر.
آخرشم این بود که گفت یه لیوان آب بهم بدین تشنمه.
آب رو که بهش رسوندیم با چشای باز از دنیا رفته بود اونم با لبای خشک و سفید...
مخاطب من شماهایی هستین که ژست وطن پرستی
به خودتون میگیرین و میگین کاش وطن آزاد بشه!!
وطن ما اسیر ۳۰۰ هزار شهید این چنینیه!!
اونا رو فراموش کنین شاید آزاد بشین
از قفس شهدا و مادران شهدا😔 😔
- ۴.۴k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط