ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم
در دلِ کودکانهام میان کهکشانها گم شده بودم
اشکهای ترکیده، رنگهای گمشده
اما من هر روز و هر شب با توام
در حالی که همهی ستارهها را در آغوش گرفتم، به رؤیا دیدن ادامه میدهم
میخواهم خودم را بشکنم و از نو بسازم
دستهگلی که فقط یکی از آن وجود دارد
سرنادی شفاف و درخشان
حتی اگر ناشیانه باشد، خب که چی؟
زیر راه شیری، دستم را بگیر
دارم تو را به رؤیایی میبرم
که هیچوقت پژمرده نمیشود
حتی اگر بعد از بهار، زمستان از راه برسد
قلبم دوباره شکوفه خواهد زد
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به گلبرگهایی نگاه کن که تبدیل به شعر شدهاند
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
صبر کن، صبر کن… نمیتوانم نفس بکشم
آمادهام، آمادهام که بهش برسم
در یک نفس جا نمیشود
همهی حرفهایی که برای تو دارم
میدانی چیست؟
تو رقصی هستی که مرا میخنداند
هر روز، دور و بر هم، آغوشی که پر از هم میشود
خوابی که هیچوقت نمیخواهم از آن بیدار شوم
دارم فقط روی تو
زوم میکنم
حتی اگر از زمین هم فراتر برویم
قلبم دوباره شکوفه خواهد زد
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به گلبرگهایی نگاه کن که تبدیل به شعر شدهاند
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
و آن لحظه فهمیدم
تمام معنی گلها، تویی
(مطمئنم، خودِ تویی)
وقت آن رسیده که به دستت بیاورم
برای همین میدوم، میدوم، میدوم
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به ما نگاه کن که تبدیل به شعر شدهایم
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم
در دلِ کودکانهام میان کهکشانها گم شده بودم
اشکهای ترکیده، رنگهای گمشده
اما من هر روز و هر شب با توام
در حالی که همهی ستارهها را در آغوش گرفتم، به رؤیا دیدن ادامه میدهم
میخواهم خودم را بشکنم و از نو بسازم
دستهگلی که فقط یکی از آن وجود دارد
سرنادی شفاف و درخشان
حتی اگر ناشیانه باشد، خب که چی؟
زیر راه شیری، دستم را بگیر
دارم تو را به رؤیایی میبرم
که هیچوقت پژمرده نمیشود
حتی اگر بعد از بهار، زمستان از راه برسد
قلبم دوباره شکوفه خواهد زد
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به گلبرگهایی نگاه کن که تبدیل به شعر شدهاند
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
صبر کن، صبر کن… نمیتوانم نفس بکشم
آمادهام، آمادهام که بهش برسم
در یک نفس جا نمیشود
همهی حرفهایی که برای تو دارم
میدانی چیست؟
تو رقصی هستی که مرا میخنداند
هر روز، دور و بر هم، آغوشی که پر از هم میشود
خوابی که هیچوقت نمیخواهم از آن بیدار شوم
دارم فقط روی تو
زوم میکنم
حتی اگر از زمین هم فراتر برویم
قلبم دوباره شکوفه خواهد زد
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به گلبرگهایی نگاه کن که تبدیل به شعر شدهاند
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
و آن لحظه فهمیدم
تمام معنی گلها، تویی
(مطمئنم، خودِ تویی)
وقت آن رسیده که به دستت بیاورم
برای همین میدوم، میدوم، میدوم
به صدای بلندِ قلبم گوش بده
این لحظه برای همیشه به یاد میماند
به ما نگاه کن که تبدیل به شعر شدهایم
تو همین حالا هم این ملودی را زمزمه کردهای
عشق… درسته؟
عشق… درسته؟
(هیچ شکی ندارم!)
نور من باش!
نور من باش!
حالا…
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
ما شکوفه میزنیم، آره داریم شکوفه میزنیم، عزیزم
ما شکوفه میزنیم، میتونی بغلم کنی؟
- ۱۴۹
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط