عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید ا

عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازه اش همه جا پیچیده بود. روزی به آبادی دیگری رفت

عابد به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.

مردی که آنجا بود عابد را شناخت، به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟ گفت: نه. گفت: فلان عابدبود،

نانوا گفت: من از مریدان اویم، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم،
عابد قبول نکرد.

نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم، عابد قبول کرد، وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟

عابد: دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بنده خدا ندادی ولی برای رضایت دل بنده خدا یک آبادی نان دادی!

امام جعفرصادق(عليه‌السلام):
عمل خالص آن عملی است که دوست نداری درباره آن، احدی جز خدای سبحان از تو تعريف و تمجيد کند.

📚اصول کافی، ج 3، ص 26

#عارف#مرید#عابد#نانوا#امام_جعفر_صادق_ع
#عمل_صالح#خدای_سبحان#ویسگون#آفرینش
دیدگاه ها (۱)

ارزش شــهـادٺ ،بالاترين ارزشـهاست وزمـان، همه چيزبه جز خون ش...

حدیث -روزحضرت محمد(ص)فرمودند:کارواني از فرشتگان به امر پرورد...

در قنوت عاشقانه‌ ات چه دیده ای که عالم را به طواف دست‌هایت ک...

#روانشناسی 🌱#تفسیر_نقاشی•نقاشی کودک تون چی میگه-ابر تو نقاشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط