{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
 ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

شب عاشوراست.
نمی دانم امشب چه بر زینب گذشته است؟
نمی دانم زینب چند بار با هر بهانه، سری به خیمه حسین زده است؟
فردا کودکان، سرگردان و پریشان بر خاک گرم و سوخته کربلا می دوند .


کاش امشب ستاره ها چشم فرو نمی بستند و شب ، دامن سیاه خودرا از این کره خاک برنمی چید.
جایش را به سپیده سحر نمی داد!
کاش آفتاب می مرد و طلوع نمی کرد، اما چه باک که «الیس الصبح بقریب»
دیدگاه ها (۲)

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوعظهر فردا عملِ مذهب رندان بکن...

«هان و هان ناقه حقیم» مجوئید حیَل«تا نبرد سرتان را سرِ شمشیر...

شب وصل است و تبِ دلبری جانان استساغر وصل لبالب به لب مستان ا...

#امشبی_را_شه_دین_در_حرمش_مهمان_است#عصر_فردا_بدنش_زیر_سُم_اسب...

#امشبی_را_شه_دین_در_حرمش_مهمان_است#عصر_فردا_بدنش_زیر_سُم_اسب...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح...

مناجات علی از سوی نخلستان نمی آیدصدای دلنشین شاه انس و جان ن...

مناجات علی از سوی نخلستان نمی آیدصدای دلنشین شاه انس و جان ن...

در آخر یک شعر زیبا در مورد شب قدربگذار تا بمیرم در این شب ال...

همه ذخیره آب خانه همین چند دبه بود و حالا به اندازه یک لیوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط