{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه داستان که آدمی را وادار به تغییر کند این ن

خلاصه داســـــتان: که آدمی را وادار به تغییر کند! این ، نمایانگر عشق است! عشقی که آن قدر ق وی هست ، این داستان ” مملو از احساسات هست، احساسات یک دختر! “مـــــیکان ،داستان او را از رفتن منصرف می کند !این داستان، مملو از ، دخ تری که می خواهد برود؛ ولــی… یک زنگ باعث، یعنی پدر و مادرش دارد؛ ولـــــی یک اتفاق ، عشق است، عشق دخ تری که.. .به خانوده اش . تاثیر دارد ، جدایی پدر و مادر می شود! اتفاقی که ر وی روح و ذهن آن دخـــتر
پیشنهاد نودهشتیا
رمان شیرین تر از عشق | Hanieh._. کاربر انجمن نودهشتیا
رمان آرامش ابدی | Raha049 کاربر انجمن نودهشتیا

سخن نویسنده : عاشق داستان می شود! هدف من برای ، فوق العاده زیباست و مطمئن هستم که خواننده ، این داستان نوشتن این داستان بیان کردن عشق دختر به مـــادر است !خ واندن این داستان رو به شما توصیه می کنم.

مقدمه: من، چه کسی هستم؟ !به راستی من کیستم خدایا؟ !بنده ی خاط ولـی ، ی تو؟ !بنده ای از جنس تاریکی ظاهرم شیشه ای. دنیایی که به چشم من روشنایی ندارد؛ چون تمامش سیاهی است. آیا آدمی هست باعث، مـــادرم و پـــدرم را دوست دارم؛ ولی یک اشتباه ، که به دلم روشنایی ببخشد؟ من عاشقانه تباهی زندگی من شد .آیا آدمی هست که به دلم، روشنایی ببخشد؟ به راستی که او کیست؟! خود نمی . چنین کسی وجود دارد؟! امـا می دانم او کیست. او مـادرم “پریسا” است ، دانم که اصلا

****** دسته هر دو چمدان را محکم بین انگشتانم فشار دادم و به سختی، به سمت در ، با شنیدن صدای بوق راه افتادم. نمی دانستم کا ری که می کنم درست است یا نه !از این اخلاق خودم بیزار بودم که هیچ یک دل باشم و صد در صد جلو ب ر وم !همیشه شک داشتم و ، نمی ت وانستم در مورد یک ماجرا ،وقت همیشه باعث دو دل بودنم بود. جل وی آسانسور ایستادم و دکمه اش را زدم. خانه من ، همین شک چهار طبقه بود. در آسانسور را باز ، هر طبقه، یک واحد بیشتر نداشت و کل آپارتمان ، طبقه سوم بود کردم، چمدان ها را یکی یکی به داخل اتاقک آسانسور کشیدم و دکمه هم کف را فشار دادم. نفسم را https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

نام کتاب: جدال نهایی (جلد چهارم رمان لیانا)نویسنده: زهرا باق...

دلنوشته ” نوای ماه “نویسنده: مریم خسروی کاربر نودوهشتیامقدمه...

نام رمان : هیپوکسینویسنده : افسانه علیزادهژانر : عاشقانه | ت...

رمان مهر و موم شده با عشق از کتایون.حنام کتاب: مهر و موم شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط