{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هربار که هوای رفتن به سرم می‌زند

هربار که هوای رفتن به سرم می‌زند
می‌روم در گوشه‌ای تنها می‌نشینم
تا این سودا از خیالم بگذرد
می‌دانم اگر بروم
هرگز به اینجا بازنخواهم گشت....

جمال ثریا
دیدگاه ها (۱)

زمانی "از دست دادن" برای من فاجعه بود...بعدها آنقدر از دست د...

کفشهایم کجاست؟ میخواهم بی خبر راهی سفر بشوممدتی بی بهـــــار...

آری... بیش از اندازه دوست داشتنبیماری است!نباید بیش از انداز...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

پارت ۶

یاد او

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط