هربار که هوای رفتن به سرم می‌زند

هربار که هوای رفتن به سرم می‌زند
می‌روم در گوشه‌ای تنها می‌نشینم
تا این سودا از خیالم بگذرد
می‌دانم اگر بروم
هرگز به اینجا بازنخواهم گشت....

جمال ثریا
دیدگاه ها (۱)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟚-در درونِ هر زن،زن دیگری وجود دارد که هیچ‌ کس او را...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط