{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم های تو درشت بودند ...

چشم های تو درشت بودند ...
با مژه های زیبا
و صورت گرد تو...
مثل کاسه ی ماه بود
و پاهایت که می آمدند...
تا مرا در گوشه ای پیدا کنند
مرا چون واشری، ...
چون لبه ی ریش ریش فرش
یا «پلنگی از کار افتاده»
چشم های تو مهربان بودند
دهانت مهربان بود
و گنجشک ها واقعا می آمدند
از گوشه ی لبت آب می خوردند....

#غلامرضا_بروسان

پ.ن. ای بانی هر سپیده دم ....
صبح بخیر
دیدگاه ها (۱)

زنبورها را مجبور کرده ایم،...از گل های سمی عسل بیاورند !!!و ...

برایِ هرکس که...دست در دست از کنارت گذر می کند...آرزویِ ( تا...

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن بی نهایت لبخند می زنن این ل...

تهمت ها،خیانت و بی ادبینشانه عدم بلوغروحی انسان هاستشما انسا...

بوی خاک نم‌خورده اولین چیزی‌یه که وقتی وارد کارگاه می‌شی، دم...

بر لبه‌ی صخر با تو به رقص برخاستمچونان پرنده‌ای که در بی‌پرو...

خدایا، میانِ این همه هیاهو، من همان قایقِ کوچک و درهم‌شکسته‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط