{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش کمی جرات داشتم.

کاش کمی جرات داشتم.
کاش تو را از رگهایم بیرون می کشیدم ُ
با خیال راحت
تنم را به سردی ریل ها می سپردم.
افسوس!
هیچ قطاری از شهر من نمی گذرد ُ
حادثه ی عشق ما
بی هیچ هیجانی
روی ریل های عشق
"ایست"
کرده است.
محبورم عاشقت باشد ؛
شهر من
ریل هم ندارد
دیدگاه ها (۱)

هر جمعه منزل "مادربزرگ" جمع میشدیمریز تا درشتاز همهمه ی زیاد...

کلوز آپ جدید جی جی

لحظه‌هاتون آروم

سلام آدینتون بخیر

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۸

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

رمان جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط