چند پارتی
چند پارتی
موضوع: محکوم به عشق
پارت : اول
ویو جیمین : چیز عجیبی درباره اون قاتل سریالی فهمیدع بودم اما به گروهبان گفتم به کاپیتان گفتم به سرباز ها گفتم به رئیس گفتم به رفیقم گفتم اما هیچ کدوم حرفمو باور نکرد و گفتن تو در اشتباهی اما من مطمعین بودم یجای کار درباره اقای مین یونگی می لنگه اون شغلش دکتره اما گهگاهی به بیمارستان سر میزه و توی همه زمان هایی که قتل رخ داده توسط قاتل زنجیره ای اون ناپدید شده بوده ، اه لعنتی بی خیالش احساس میکنم سرم درد گرفته بهترع برم قهوه بخورم .
جیمین برای خوردن قهوه به آشپز خونه رف اما قهوشون تمام کرده بود .
مکالمه جیمین و اقای لی
جیمین: هعی اقای لی قرار بود قهوه بخرین( داد)
اقای لی: شرمندم جناب پارک یادم رفته بود ( ناراحتی)
جیمین: مشکلی نیس اقای لی اشکال نداره
پایان مکالمه
ویو جیمین : پس قهوه نداریم بهترع به اون کافه ای که تعریفشو خیلی از لوکا شنیدم برم .
وسایلم جمو جور کردم سوار ماشین شدم حرکت کردم.
ویو شوگا: گندش بزنن پرونده اون عوضی نیستش که ( عصبی)
شوگا کل ماشین گشت اما پرونده پیدا نکرد سر راهش چشمش به یه کافه خورد که اون کافه همون کافه معروفی بود که رو زبون همه افتاده بود
ویو شوگا: بهتره به اونجا برم محظ رضای خدا باز عصبی بشم از خودم ضعف نشون میدم باعث میشم پلیسا سر نخ بیشتری برای دستگیری من پیدا کنن
شوگا به اون کافه رف قهوه مورد علاقش سفارش داد .
در همین حین جیمین هم رسید دم در کافه داخل کافه رف و قهوه سفارش داد میخاست روی میز بشینه که....
ویو جیمین : روی میز میخاستم بشینم که یهو همون ادم مشکوک و مورد اعتماد همه اقای مین یونگی یا همون شوگا رو دیدم دست پام میلرزید ولی یه خودم اومدم رفتم روی صندلی پیشش نشستم
جیمین: سلام جناب مین من پارک جیمین پلیس بخش ویژه هستم کیف پولش در اورد نشانشو نشونش داد .( با صدای اروم)
شوگا: لعنتی تو دیگه کی هستی اه بیخیال یونگی بهتره از خودت ضعف نشون ندی) اوه سلام جناب پارک شما منو میشناسین؟ ( لحن گرم)
جیمین : بله تعریفتون زیاد شنیدم ( کمی هول کرده)
شوگا: اون خطرناک بنظر میاد) بله چه عالی( نگاه به ساعتش کرد) اوه شرمنده من دیرم شده باید برم( بلند شد )
جیمین اوه نه کجا لطفلا صب کنین کمی باهم حرف بزنیم( نمی تونم دستگیرت کنم چون مدرک کافی ندارم لعنتی)
شوگا: از آشنایتون خوش حال شدم خدا نگهدار ( زد بیرون از کافه)
جیمین: لعنتی نمی تونم بزارم اینجور بری( رفت دنبالش)
گارسون: هعی آقای پارک قهوتون یادت رف ( با داد)
جیمین: بمونه برای بعد ( با داد)
شوگا توی کوچه پس کوچه ها میرف گمش کردم اه لعنتی
( یهو دیدم یکی چشام بسته جلو دهنم گرفته بیهوش شدم و وقتی بهوش اومدم دیدم چشام دهنم دست پام بستس و ناگهان دست های یکی رو عضوم احساس کردم که محکم فشارش میداد)
شوگا: اقای پارک نباید دنبالم میومدی حالا که امدی تنبیه میشی هیچ تنبی نمی تونه بدتر از کاری که الان میخام باهات بکنم باشه
جیمین: آهه .. اومم ( نکن عوضی داری تحریکم میکنی ) آههه
شوگا: حس کردم اون منو تحریک کرده اما چطور اون حتی دستم بم نزد ولش کن فعلا این مهم نیس فعلا میخام اونو تحریک بکنم و بعد بدون هیچ کاری دست از تحریکش بردارم .
این پارت اول بود ببخشید اگه غلط تایپی داش
پارت دو
شرط: ۳۰ لایک
۵ تا بازنشر
۱۰ تا کامنت
ببخشید اگه شرط زیاده❤️🛐💋🍷
موضوع: محکوم به عشق
پارت : اول
ویو جیمین : چیز عجیبی درباره اون قاتل سریالی فهمیدع بودم اما به گروهبان گفتم به کاپیتان گفتم به سرباز ها گفتم به رئیس گفتم به رفیقم گفتم اما هیچ کدوم حرفمو باور نکرد و گفتن تو در اشتباهی اما من مطمعین بودم یجای کار درباره اقای مین یونگی می لنگه اون شغلش دکتره اما گهگاهی به بیمارستان سر میزه و توی همه زمان هایی که قتل رخ داده توسط قاتل زنجیره ای اون ناپدید شده بوده ، اه لعنتی بی خیالش احساس میکنم سرم درد گرفته بهترع برم قهوه بخورم .
جیمین برای خوردن قهوه به آشپز خونه رف اما قهوشون تمام کرده بود .
مکالمه جیمین و اقای لی
جیمین: هعی اقای لی قرار بود قهوه بخرین( داد)
اقای لی: شرمندم جناب پارک یادم رفته بود ( ناراحتی)
جیمین: مشکلی نیس اقای لی اشکال نداره
پایان مکالمه
ویو جیمین : پس قهوه نداریم بهترع به اون کافه ای که تعریفشو خیلی از لوکا شنیدم برم .
وسایلم جمو جور کردم سوار ماشین شدم حرکت کردم.
ویو شوگا: گندش بزنن پرونده اون عوضی نیستش که ( عصبی)
شوگا کل ماشین گشت اما پرونده پیدا نکرد سر راهش چشمش به یه کافه خورد که اون کافه همون کافه معروفی بود که رو زبون همه افتاده بود
ویو شوگا: بهتره به اونجا برم محظ رضای خدا باز عصبی بشم از خودم ضعف نشون میدم باعث میشم پلیسا سر نخ بیشتری برای دستگیری من پیدا کنن
شوگا به اون کافه رف قهوه مورد علاقش سفارش داد .
در همین حین جیمین هم رسید دم در کافه داخل کافه رف و قهوه سفارش داد میخاست روی میز بشینه که....
ویو جیمین : روی میز میخاستم بشینم که یهو همون ادم مشکوک و مورد اعتماد همه اقای مین یونگی یا همون شوگا رو دیدم دست پام میلرزید ولی یه خودم اومدم رفتم روی صندلی پیشش نشستم
جیمین: سلام جناب مین من پارک جیمین پلیس بخش ویژه هستم کیف پولش در اورد نشانشو نشونش داد .( با صدای اروم)
شوگا: لعنتی تو دیگه کی هستی اه بیخیال یونگی بهتره از خودت ضعف نشون ندی) اوه سلام جناب پارک شما منو میشناسین؟ ( لحن گرم)
جیمین : بله تعریفتون زیاد شنیدم ( کمی هول کرده)
شوگا: اون خطرناک بنظر میاد) بله چه عالی( نگاه به ساعتش کرد) اوه شرمنده من دیرم شده باید برم( بلند شد )
جیمین اوه نه کجا لطفلا صب کنین کمی باهم حرف بزنیم( نمی تونم دستگیرت کنم چون مدرک کافی ندارم لعنتی)
شوگا: از آشنایتون خوش حال شدم خدا نگهدار ( زد بیرون از کافه)
جیمین: لعنتی نمی تونم بزارم اینجور بری( رفت دنبالش)
گارسون: هعی آقای پارک قهوتون یادت رف ( با داد)
جیمین: بمونه برای بعد ( با داد)
شوگا توی کوچه پس کوچه ها میرف گمش کردم اه لعنتی
( یهو دیدم یکی چشام بسته جلو دهنم گرفته بیهوش شدم و وقتی بهوش اومدم دیدم چشام دهنم دست پام بستس و ناگهان دست های یکی رو عضوم احساس کردم که محکم فشارش میداد)
شوگا: اقای پارک نباید دنبالم میومدی حالا که امدی تنبیه میشی هیچ تنبی نمی تونه بدتر از کاری که الان میخام باهات بکنم باشه
جیمین: آهه .. اومم ( نکن عوضی داری تحریکم میکنی ) آههه
شوگا: حس کردم اون منو تحریک کرده اما چطور اون حتی دستم بم نزد ولش کن فعلا این مهم نیس فعلا میخام اونو تحریک بکنم و بعد بدون هیچ کاری دست از تحریکش بردارم .
این پارت اول بود ببخشید اگه غلط تایپی داش
پارت دو
شرط: ۳۰ لایک
۵ تا بازنشر
۱۰ تا کامنت
ببخشید اگه شرط زیاده❤️🛐💋🍷
- ۱.۱k
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط