{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟...

باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟...

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌ برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوتِ پاکِ غمناکش.

ساز او باران‌، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعلۀ زر تار پودش باد...

گر ز چشمش پرتوِ گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگِ لبخندی نمی‌روید؛
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردون‌سایِ اینک خفته در تابوت پست خاک می‌گوید...

اخوان ثالث*
دیدگاه ها (۲)

ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبودطفلکی لالایی این برکه خوابش...

یه روز…یه روز همه چیُ ول می کنمُ می رمقاطی بوی تور ماهیگیرای...

بر پنجرهنقش می زندبارانراه، راهراهی که تو رفته ای...رها دربن...

مَعنے چَشْم اِنْتِظاری را نَفَهمیـــدَم وَلے...جانِ مادَرْ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط