{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p



ویو می ره :
بعد از 6 ساعت خبر تایید ایمیلم اومد یکجورایی استرس داشتم و رفتم سمت اتاق رئیس....

می ره =امکانش هست بیام داخل ؟

^حتما ،ایمل قبول شد ؟

می ره : بله ،اما من زیاد از خودم مطمئن نیستم .....

^تو میتونی فردا باید بری ؟

می ره "..امم..آره

ویو می ره =
از ساختمان اومدم بیرون حسم بد بود شروع کردم به راه رفتن به سمت خونه .......
و خوابیدم صبح شد.....
حالا وقتشه نقشم رو بازی کنم شروع کردم به آماده شدن (استایل اسلاید دوم )
به سمت یک عمارت لوکس و خفن میرم باد هوای سرد روسیه خیلی عجیب بود در رو زدم در باز شد یک عمارت خیلی بزرگ و یک حیاط خیلی بزرگ ...

می ره = چقدر بزرگ ....

سونبه =خانم رینا ؟

می ره =رینا؟ (نو ذهن می ره *وایی یادم اومد اسمم رو تغییر دادم ) اره رینا ....

سونبه =بفرمایید راهنماییتون کنم.....

می ره =باشه

به سم دفتر بوم ته ها.....

ویو می ره =
ترسناک بود ..ولی نمی خواستم خودم رو ضعیف نشون بدم ...

سونبه =بفرمایید..

یو می ره =
در میزنم و منتظر جواب میمونم یک مرد با صدای بم و ترسناک بهم میگه بیاد تو که لحجه غلیظ روسی رو داشت وقتی در رو باز کردم بو....بوی سیگار و ادکلن تلخ کل اتاق رو بر داشته بود .....

بوم ته ها =منشی جدیدم تویی ؟

می ره =با استرس ب..بله ....

بوم ته ها =می تونی بری بیرون ...

ویو می ره =
با تعجب از اینکه چرا اینقدر کم سوال اون مرد انگار کل دنیا توی دستشه وحشتناک بود ....

________________________________________موافق پارت 3؟
دیدگاه ها (۰)

sing..🍒#تیک_تاک #اینستاگرام#پینترست#bad_girl#میکاپ#استوری#دخ...

she so perfect...✨️#تیک_تاک #اینستاگرام#پینترست#bad_girl#میک...

p¹ویو می ره =یک روزی عادی بود که داشتم می رفتم سرکارم که یهو...

معرفی رمان ...🍒اسم شخصیت ها اصلی = بوم ته ها (رئیس مافیا ) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط