{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفدهم | صمیمی تر.

پارت هفدهم | صمیمی تر.

جئون جونگ‌کوک

خونه از همیشه شلوغ‌تر بود.

من و بقیه برای تولد جی‌هان یه جشن کوچیک ترتیب داده بودیم.

لیام مشغول آماده کردن میز بود و رُزا مدام به وسایل روی میز سر می‌زد.

ـ همه‌چی آماده‌ست؟

جی‌هان با خنده گفت:

ـ این سؤال رو باید من از شما بپرسم. بالاخره تولد منه.

لیام گفت:

ـ غر نزن، سوپرایزه.

ـ من که از اول می‌دونستم.

رُزا خندید.

ـ پس وانمود کن نمی‌دونستی.

همون موقع زنگ در خورد.

رُزا گفت:

ـ من می‌رم.

در رو باز کرد و چند لحظه بعد، لارا و میچا وارد شدن.

ـ تولدت مبارک جی‌هان!

میچا هدیه رو سمتش گرفت.

جی‌هان با لبخند گرفتش.

ـ ممنون. بالاخره اومدین.

لارا هم لبخند زد.

ـ ببخشید دیر شد.

ـ مهم نیست.

من از اون طرف سالن فقط نگاه کوتاهی بهشون انداختم.

***
از زبان شخص سوم.

لارا بعد از سلام کردن، کنار میچا ایستاد.

همه‌چیز عادی بود.

تا اینکه صدای قدم‌هایی از پله‌ها اومد.

جانسو پایین اومد.

اون هم برای تولد جی‌هان دعوت شده بود؛ البته بیشتر به خاطر اینکه از قبل فهمیده بود جونگ‌کوک و بقیه اینجا جمعن.

همین که چشمش به لارا افتاد، مکث کرد.

قبلاً دیده بودش.

اول توی سالگرد شرکت.

الان هم تو تولد.

و از همون موقع، علاقه‌ای بهش نداشت.

جانسو مستقیم سمت من اومد.

ـ جونگ‌کوک.

ـ هوم؟

کنارم ایستاد.

ـ هنوزم اینجایی؟

ـ خونه‌ی خودمه.

خندید.

ـ منظورم این نبود.

بعد نگاهش رفت سمت لارا.

ـ دوباره اون دختر اینجاست.

جونگ کوک نگاهش کرد.

ـ اسمش لاراست.

ـ می‌دونم.

لبخند کوتاهی زد.

ـ فقط برام جالبه چرا هر جا تو هستی، اونم هست.

ـ چون دوست رُزاست.

ـ آها...

جانسو چیزی نگفت، اما نگاهش هنوز روی لارا بود.

رُزا که متوجه شده بود، دست لارا رو گرفت.

ـ بیا پیش ما.

لارا همراهش رفت.

میچا هم پشت سرش راه افتاد.

جی‌هان با خنده گفت:

ـ خب، حالا که همه هستن، کیک رو بیارین قبل از اینکه خودم بخورمش.

همه خندیدن.

اما جانسو هنوز به لارا نگاه می‌کرد.

انگار حضور اون دختر، بیشتر از چیزی که می‌خواست اعتراف کنه اذیتش کرده بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گایز، ۴۰ تایی شدیم و امیدوارم همتون از خوندن این فیک لذت ببرید و براتون جالب باشه قشنگام 🌚💞
دیدگاه ها (۱)

استایل بچها تو تولد جی هان تو پارت هفدهم. اسلاید دوم لارا. ا...

پارت شانزدهم | تولد.پارک لاراـ تو واقعاً از جونگ‌کوک خوشت او...

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط