{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قیافه من وقتی که داشتم می رفتم سروقت آجیلا مامانم مچم رو

قیافه من وقتی که داشتم می رفتم سروقت آجیلا مامانم مچم رو گرفت...
دیدگاه ها (۱)

ما از زمین خاکی شروع کردیم...

کیک تولد یک مهندس...

واسه آقاش پروتز کرده...

ظرف آجیل ما بعد رفتن مهمونا

قیافه بابام وقتی مامانم بهم می‌گه: لنگهٔ عمه‌اتی.🤣🤣🤣

من وقتی داشتم بی پروا رو می خوندم اصلا برام اسپویل نشده بود ...

-قـیافهٔ اون فامیل ِ شـاه پرسـت وقتی می‌بینه غذا رو با سُـس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط