بچه ها دیشب تولد دوستم بود منم تو اون تولد اصلا شانس نداش
بچه ها دیشب تولد دوستم بود منم تو اون تولد اصلا شانس نداشتم . خب من از دهنی بدم میاد جای دهن کسی رو نمیخورم . تولد رو که گرفتیم کیک رو اوردن یکی از خواهرهای دوستم شمع هارو از تو کیک دراورد اون قسمتی که کیکی شده بود رو لیس زد گزاشت توی کیک انقدر حالم به هم خورد که نگو . بعد من با ارامش یه تیکه کیک که دهنی نشده بود رو برداشم رفتم کنار اوبانای نشستم دور از اونا خواستم بخورم . دوستم دوتا خواهر کوچیک داره که خیلی منو دوس دارن هردوشون اومدن کنارم نشستن همتا یکی از خواهر های دوستم چنگالش رو لیس زد بعد یه تیکه کیک افتاد رو زمین کنار بشقاب من همتا میخواست کیکرو برداره اشتباهی چنگالش رفت تو کیکم اون که هیچ کیکم شد کوفتم . ضحی اون یکی خواهر دوستم داشت ژله میخورد از هر ژله یه گاز زد اخر سر خواستم ژله بخورم دیدم هیچ ژله ای از دستش در نرفته همرو گاز زده بود ژلمم شد کوفتم . بعد نوبت میوه شد داشتم میوه میخوردم بازم ضحی انگوره رو که گاز زد ابش پاشید رو صورت من . خلاصه من خیلی بد شانسم .
- ۹۱۸
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط