هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

🍁 هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
🍁 پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

🍂 تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
🍂 و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

🍁 بزن نی باز غوغا کن،بزن دف شور برپا کن
🍁 به هر سوزی بگریانم،به هرسازی برقصانم

🍂 ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
🍂 تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

🍁 اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
🍁 که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم..
دیدگاه ها (۹)

آغوشت مےتواند قشنگتریڹ سرخط خبرها باشد !وقتے …” تــــــو ”می...

هرچه در زندگی بیشتر شاد باشیدرهای موفقیت بیشتریبه رویت باز م...

جهان...همانند یک آینه استآنچه را که در درون خود،احساس می کنی...

‌شبی دردامن مهتاب دیدمکه همچون بخت من درخواب بودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط