در خاطرات نیل آرمسترانگ نوشته بود من آدم حساسی نیستم

در خاطرات نیل آرمسترانگ نوشته بود: من آدم حساسی نیستم.

وقتی خانه‌ی والدینم را ترک کردم گریه نکردم، وقتی گربه‌ام مرد گریه نکردم، وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم، و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم، اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم، بغضم گرفت. با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی می‌کردم. از ان فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود. ما بودیم و یک خانه ‌ی گرد آبی .با خود گفتم انسانها برای چه میجنگند؟…شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم.
دیدگاه ها (۱)

سالها میگذرد و اینستاگرام هم مثل فیسبوک و وبلاگ و ویچت از رد...

عشقم😍 #healer #هیلر #jichangwook

#کلیدر#محمود_دولت_آبادی

تکپارتی ته ته وقتی......

" بازگشت از مرز مرگ"جنگل درسکوت فرورفته بود،فقط صدای نفس های...

oh, sorry! 🪭 :: https://wisgoon.com/p/B2IYLULDKXداستانم را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط