{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من باشم و تو، صبح زود، داخل چادر، زیرپتوی پشم شیشه‌ای که

من باشم و تو، صبح زود، داخل چادر، زیرپتوی پشم شیشه‌ای که خوب آدم را گرم میکرد و بیدار شوم و زیپ چادر را کشیده باشم و خنکی هوای صبح قاطی شده با بوی عطر چمن‌های تازه آب داده شده پخش بشود توی چادر و سفت توی خودت گوله شدی باشی و چشمانت را به زحمت بازکنی و ادامه‌ی سفر منتظرمان باشد

#یک‌_مماس
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

سجاده ام چادر نماز توست با بوی عطر تنت به معراج می روم . #مه...

تو خنده ای پهن کنمن شعری می چینم ماندگارتا همه بدانندبرکت سف...

#زیورآلات#سنجاق_سر

#زیورآلات#سنجاق_سر

قلب های مرده پارت ۵۹(گزارش شده بود)به جای اینکه به سمت اتاقم...

چپتر دوم: صبح روز بعد، اتمسفر عمارت سنگین‌تر از همیشه بود. ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط