{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت

ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی



باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

#ستایش_قلب_سربی
#خاص #دلنوشته #عاشقانه
#دلنویس #عشقولانه #عشق_جان
#ویسگون #عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۰)

هر جلوهٔ زیباناخودآگاه مرا یاد تو می‌اندازدو لاجرممرا با خود...

- ناخواسته آمدے شدے خواستنے ترین موجودِ هستے ام#ستایش_قلب_سر...

من و تو آتش و اشڪیم در دل یک شمعبه سرنوشت تو وابسته است تقدی...

بیدار مانده ام که تو را شعر کنمهزار خیال آمد وتو اما نیامدی ...

چند شاتی از یونگی..𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴. last part..اسکیزوفرنی..سوسوی غمگی...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۷۹(ویو نیلسو )=از پشت بهشون ...

دیدار پرشور لیلی و مجنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط