نگو كفر است
نگو كفر است
نمي خواهم خدايم بيكران باشد
نمي خواهم عظيم و قادر و رحمان
نميخواهم كه باشد اين چنين آخر
خدا را لمس بايد كرد.
نگو كفر است
خدا را مي توان در باوري جا داد
كه در احساس و ايمان غوطه ور باشد
خدا را مي توان بوئيد
و اين احساس شيريني است
نگو كفر است
كه كفر اين است
كه ما از بيكران مهربانيها
براي خود
خدايي لامكان و بي نشان سازيم
خدا را در زمين و آسمان جستن
ندارد سودي اي آدم
تو بايد عاشقش باشي
و بايد گوش بسپاري
به بانگ هستي و عالم
كه در هر خانه اي آخر خدائي هست
نگو كفر است
اگر من كافرم، باشد
نمي خواهم خدايا زاهدي چون ديگران باشم
نمي خواهم خدايم را
به قديسي بدل سازم
كه ترسي باشد از او در دل و جانم
نگو كفر است
كه سوگند ياد كردم من
به خاك و آب و آتش بارها اي دوست
خدا زيباترين معشوق انسانهاست
خدا را نيست همزادي
كه او يكتاترين
عاشق ترين
*معبود انسانهاست*
نمي خواهم خدايم بيكران باشد
نمي خواهم عظيم و قادر و رحمان
نميخواهم كه باشد اين چنين آخر
خدا را لمس بايد كرد.
نگو كفر است
خدا را مي توان در باوري جا داد
كه در احساس و ايمان غوطه ور باشد
خدا را مي توان بوئيد
و اين احساس شيريني است
نگو كفر است
كه كفر اين است
كه ما از بيكران مهربانيها
براي خود
خدايي لامكان و بي نشان سازيم
خدا را در زمين و آسمان جستن
ندارد سودي اي آدم
تو بايد عاشقش باشي
و بايد گوش بسپاري
به بانگ هستي و عالم
كه در هر خانه اي آخر خدائي هست
نگو كفر است
اگر من كافرم، باشد
نمي خواهم خدايا زاهدي چون ديگران باشم
نمي خواهم خدايم را
به قديسي بدل سازم
كه ترسي باشد از او در دل و جانم
نگو كفر است
كه سوگند ياد كردم من
به خاك و آب و آتش بارها اي دوست
خدا زيباترين معشوق انسانهاست
خدا را نيست همزادي
كه او يكتاترين
عاشق ترين
*معبود انسانهاست*
- ۳۶۶
- ۲۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط