پارت دو
پارت دو
هیونجین بغضش ترکید و زد زیر گریه
ا.ت دستاشو باز کرد و هیونجین رفت بغلش
هیونجین ا.ت رو به محکمی گرفته بود و سرشو محکم به قفسه سینه ا.ت چسبونده بود و پشتش به بقه
بقیه هم داشتند به بازیشون ادامه میدادند
چند بار بطری چرخید تا رسید به ........ سونگمین و ا.ت
ا.ت : جرعت یا حقیقت
سونگمین: جرعت
همون موقع هوینجین از بغل ا.ت در اومد و رفت به سمت سونگمین
هوینجین : جرعت گفتی درسته پس باید جاش بمونه
و یکی محکم خوابوند توی گوش سونگمین
حتی از قبل هم محکم تر زده بود جوری زد که سونگمین بغض کرده بود
ا.ت کمرشو به دیوار گذاشته بود و داشت نگا میکرد
سونگمین نگاهی به ا.ت کرد ا.ت دستاشو باز کرد سونگمین به آرومی رفت سمت ا.ت و خودشو تو بغل کوچولو ا.ت جا کرد سونگمین بغضش شکست و شروع به گریه کردن افتاد کمی همونجا موند بعد از چند دقیقه سرشو اورد بالا و تو چشمای ا.ت زل زده بود
ا.ت نگاهی به صورت سونگمین انداخت طرف راست صورتش کبود شده بود
ا.ت: هیونجین
هیونجین :هوم (با اخم )
ا.ت : اون پماد جدیده رو میاری ؟
هیونجین : نه مال خودمه
ا.ت : هیونجین لطفاً
هیونجین : نع
ا.ت پوفی کشید
ا.ت : سونگمین پاشو لباس بپوش بریم پماد بخریم هم یه دوری بزنیم حالت عوض شه
سونگمین از بغل ا.ت در اومد و رفت لباس بپوشد
ا.ت هم بلند شد بره لباس بپوشه که هیونجین خنده ی صدا داری کرد
ا.ت محل نزاشت و به راحش ادامه داد
رفت لباس پوشید منتظر سونگمین بود اما سونگمین هنوز از اتاق نیومده بود
رفت در اتاقو باز کرد سونگمین رو دید که روی تخت نشسته و هودی دستشه
ا.ت نزدیک سونگمین رفت و هودیو از دست گرفت و به آرومی هودیو تن سونگمین کرد سونگمین چیزی نمی گفت
ا.ت دست سونگمین رو گرفت و بلندش کرد در اتاق رو باز کرد و بسمت در خروجی رفتند هیونجین از نگاش معلوم بود که از حسادت داشت آب میشد
Yutab:بیا پارت بعد مادمازل
𝓨𝓾𝓽𝓪𝓫
هیونجین بغضش ترکید و زد زیر گریه
ا.ت دستاشو باز کرد و هیونجین رفت بغلش
هیونجین ا.ت رو به محکمی گرفته بود و سرشو محکم به قفسه سینه ا.ت چسبونده بود و پشتش به بقه
بقیه هم داشتند به بازیشون ادامه میدادند
چند بار بطری چرخید تا رسید به ........ سونگمین و ا.ت
ا.ت : جرعت یا حقیقت
سونگمین: جرعت
همون موقع هوینجین از بغل ا.ت در اومد و رفت به سمت سونگمین
هوینجین : جرعت گفتی درسته پس باید جاش بمونه
و یکی محکم خوابوند توی گوش سونگمین
حتی از قبل هم محکم تر زده بود جوری زد که سونگمین بغض کرده بود
ا.ت کمرشو به دیوار گذاشته بود و داشت نگا میکرد
سونگمین نگاهی به ا.ت کرد ا.ت دستاشو باز کرد سونگمین به آرومی رفت سمت ا.ت و خودشو تو بغل کوچولو ا.ت جا کرد سونگمین بغضش شکست و شروع به گریه کردن افتاد کمی همونجا موند بعد از چند دقیقه سرشو اورد بالا و تو چشمای ا.ت زل زده بود
ا.ت نگاهی به صورت سونگمین انداخت طرف راست صورتش کبود شده بود
ا.ت: هیونجین
هیونجین :هوم (با اخم )
ا.ت : اون پماد جدیده رو میاری ؟
هیونجین : نه مال خودمه
ا.ت : هیونجین لطفاً
هیونجین : نع
ا.ت پوفی کشید
ا.ت : سونگمین پاشو لباس بپوش بریم پماد بخریم هم یه دوری بزنیم حالت عوض شه
سونگمین از بغل ا.ت در اومد و رفت لباس بپوشد
ا.ت هم بلند شد بره لباس بپوشه که هیونجین خنده ی صدا داری کرد
ا.ت محل نزاشت و به راحش ادامه داد
رفت لباس پوشید منتظر سونگمین بود اما سونگمین هنوز از اتاق نیومده بود
رفت در اتاقو باز کرد سونگمین رو دید که روی تخت نشسته و هودی دستشه
ا.ت نزدیک سونگمین رفت و هودیو از دست گرفت و به آرومی هودیو تن سونگمین کرد سونگمین چیزی نمی گفت
ا.ت دست سونگمین رو گرفت و بلندش کرد در اتاق رو باز کرد و بسمت در خروجی رفتند هیونجین از نگاش معلوم بود که از حسادت داشت آب میشد
Yutab:بیا پارت بعد مادمازل
𝓨𝓾𝓽𝓪𝓫
- ۲.۷k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط