{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک چشم من اندر غم دلدار گریست*

یک چشم من اندر غم دلدار گریست*
چشم دگرم حسود بودو نگریست*
چون روز وسال آمد آن را بستم+
گفتم نگریستی، نباید نگریست*
دیدگاه ها (۲)

بر تمام قبرهای ای شهر بوسه بزنشاید بیاد بیاوری که: مرا کجا ج...

فرقی نمی کند که درکجای قرن چندم ایستاده باشممهم این است که م...

امشب دلم از آمدنت سرشار است*فانوس بدست کوچه دیدار است*آنگونه...

زخم های دلت را پنهان کنآدمهای اینجا بیش از حد با نمک هستند*

عاشقانه های شبنم

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

پارت چهارم نماد مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط