همه شهر مرا میشناسندمردی دیـوانهکه هر وقت اولین برف می بارددر خلوت شـبکوچه ها را یک به یک می شماردکه نکند تو آمده باشی ُرَدی از تو روی برف مانده باشدو من تــو را نبینم ...