{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
دیدگاه ها (۲)

"عزیز بودڹ"جرم نیستامتیازے ست ڪہ"تو" در"قلب" مڹ دارےو ..."خی...

تو خم شدیگلی تو را بوئیدتواضعت رادوست دارم

مَثلا چـــــــــــــــے میشُد یِڪے واسہ من پُست قَشَنگ میزاش...

چشم‌های من آلبوم ِ عکس‌های ِ خصوصی تواند من هر روز تو را در ...

یه جایی خونده بودم نوشته بود، یه مرحله ای هست که خطرناک ترین...

#قمار_سرنوشت پارت²⁰لونا : ولم کنننبزارم زمیننننن ( با داد ) ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۴۴ویو راوی تهیونگ نگاهی چپ چپ به دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط