{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از جان این پاییز

من از جان این پاییز
دیگر نه مهر را می‌خواهم نه آبان را!
من مهر تو
بر سر آبان را می‌خواهم..

من توی مهربان را می‌خواهم
که آرام روی شانه‌ات اشک بریزم
و درد پاییزهای گذشته را
به بادها بسپارم..
دیدگاه ها (۱)

در کنار تمام عطر فروشی ها ...باید یک تیمارستان بسازندخیلی ها...

قصد نوشتن دارم،خیال پر میکشد،دست میلرزد..واژه‌ها میریزد..قلم...

اگه دیدی کسی خیلی زود وابستت شد بدون خیلی تنهاست... :)مایار

هر کَس به یک اندازه بلد استدلش را تنگ کند!من هم درست به اندا...

دلتنگم ...به خوابم بیا و اینبار کمی از دستهایت را یا گوشه ای...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط