قله اورست

قله اورست

از کتاب "شگفتی های مهتاب"
به قلم عارف ربانی، هنرمند و نویسنده صاحبدل، استاد یعقوب قمری شریف آبادی

سحرگاه یکی از روزهای سال 1388، حدوداً یک ساعت مانده به اذان صبح، در عالم خواب دیدم که به همراه خانواده و چند نفر از نوه های کوچکم، همگی رهسپار فتح قله اورست هستیم. در مسیری که طی می کردیم، بازارچه ها و مغازه های گوناگونی وجود داشت؛ به طوری که بعد از هر 120 متر، در راه های پُر پیچ و خم قله اورست كه كم و بيش گلو لاي و برف وجود داشت، به بازارچه هایی که در آنها انواع و اقسام خوردنی ها وجود داشت، برخورد می کردیم. من و همراهانم که حاجيه خانم، فرزندان و نوه هایم بودند، مسیر قله را به راحتی طی می نمودیم و به جلو حرکت می کردیم. در هر جایی که می خواستیم استراحت کنیم یا غذایی بخوریم، همه چیز در مغازه ها آماده و مهیا بود. به همین شکل، رفتیم؛ تا اینکه به حدود 30 متری قله اورست رسیدیم. چون از اینجا به بعد، برای خانواده مقدور نبود که مرا همراهی کنند، به تنهایی راه را ادامه دادم؛ تا اینکه به سطح قله کوه رسیدم.
سطح قله اورست، به ضخامت حدودي سه متر و به وسعت سيصد متر مربع یخبندان و بسیار صاف و لغزنده بود. وقتی روی سطح قله به جلو قدم بر می داشتم، ناگهان متوجه شخص كامل مردي شدم که حدوداً 37 سال سن داشت و بیست متر جلوتر از من در حال حرکت بود. در آن حال، فهمیدم که از همان ابتداي مسیر که پایین کوه بودیم، این شخص همراه و راهنمای ما بوده و به واسطه راهنمایی های او توانسته ایم قله اورست را فتح کنیم؛ اما به خاطر توجه به سرگرمی های میان راه، متوجه هدايت و حمايت ایشان نشده ایم. در همین اثنا که روی قله به آن آقا توجه داشته و چشمم را به ایشان دوخته و پشت سر او حرکت می کردم، از خواب بیدار شدم.
دیدگاه ها (۰)

همه شهید طهرانی‌مقدم رو به‌عنوان «پدر موشکی» می‌شناسن، کسی ک...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

بسم‌الله الرحمن الرحیم قسمت دوم : تحلیلی بر عبارت چهارراه ت...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۹

داستان کودکانه «معمای ساعتِ شنی و المپیادِ اژدهای کوچک» به ن...

انتقاد نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان به قالیباف:🔻تعطیلی ...

🔻بدعتی خطرناک در فرآیند انتصابات/ کمپین کم‌سابقه اصلاح‌طلب و...

۱- اکنون که قرار است مجلس با رعایت برخی از شاخصه‌ها و الزاما...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط