{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجاے قصه

کجاے قصه
نگفته ام "دوستت دارم"؟!
بگذار فکر کنم
هیچ کجا انگار!
تا یادم مےآید،
بهانه هایم هم،
پُر بود از فریاد
فریاد اینکه،
دیوانه!
من دیوانه توام!
اما ببخش مرا
انگار همچون کودکے نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا مےکند
کسے نمے فهمد که شیر مےخواهد
که گرماے تن مادر مے خواهد ....
اما حالا که مے نویسم
بارها بخوان!
بلند بخوان!
دیوانه،
"دوستت دارم"...
دیدگاه ها (۱)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

مرد بی رحم

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

نمیبخشمت p.22

کجای قصه نگفته ام دوستت دارم؟؟بگذار فکر کنم...هیچ کجا انگار ...

کجای قصه نگفته ام دوستت دارم؟!بگذار فکر کنم هیچ کجا انگار!تا...

کجای قصه ؛نگفته ام دوستت دارم؟!بگذار فکر کنم هیچ کجا انگار!ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط