عزیزان میخوام سناریو رو اینجا بذارم
عزیزان میخوام سناریو رو اینجا بذارم
خب یه توضیح هایی بدم .
اسم سناریو «هم اتاقی قدیمی» هست
شخصیت هاش از انیمه ی مای هیرو اکادمی هست.داستان شیپ باکودکوعه
تو این دنیایی که من طراحی کردم قدرت های ماورایی ندارن و به جای قهرمان شدن میخوان پلیس بشن .
هر اتاق(اتاق های خوابگاه) که برای دو نفره ۲۵متره .
تو اردوی اکتشافی این رمان میرن یه شهر دیگه و برای ۲ روز دیگه نیستن .
تو این سه سال که باکوگو نبود یک سال بعدش اوراراک نامزد کرد . المایت بخاطر معموریت قبلیش بازوش شکسته و تو مرخصیه . از اون جایی هم که اون درمانگره(اسمشو یادم نیست) نمیتونه با قدرت هایی که تو این دنیا وجود نداره کسیو درمان کنه.نصف از دبیرستان رفتن نصف نرفتن خیلی ها هم تازه اومدن . بعدا متوجه میشید چرا باکوگو از دبیرستان رفت . مامان مدریا سال پیش به خاطر دلایلی مرد . باباهم که نداشت،اونجوری هم با المایت جفت نیست.مثل بغیه معلم ها .
و خب ……همین دیگه هیچی فقط اگه میبینی و خوشت هم نیومد لایک کن 💙، انرژی بگیرم
دوباره گذاشتمش برا اونایی که تازه اشنا میشن
خب یه توضیح هایی بدم .
اسم سناریو «هم اتاقی قدیمی» هست
شخصیت هاش از انیمه ی مای هیرو اکادمی هست.داستان شیپ باکودکوعه
تو این دنیایی که من طراحی کردم قدرت های ماورایی ندارن و به جای قهرمان شدن میخوان پلیس بشن .
هر اتاق(اتاق های خوابگاه) که برای دو نفره ۲۵متره .
تو اردوی اکتشافی این رمان میرن یه شهر دیگه و برای ۲ روز دیگه نیستن .
تو این سه سال که باکوگو نبود یک سال بعدش اوراراک نامزد کرد . المایت بخاطر معموریت قبلیش بازوش شکسته و تو مرخصیه . از اون جایی هم که اون درمانگره(اسمشو یادم نیست) نمیتونه با قدرت هایی که تو این دنیا وجود نداره کسیو درمان کنه.نصف از دبیرستان رفتن نصف نرفتن خیلی ها هم تازه اومدن . بعدا متوجه میشید چرا باکوگو از دبیرستان رفت . مامان مدریا سال پیش به خاطر دلایلی مرد . باباهم که نداشت،اونجوری هم با المایت جفت نیست.مثل بغیه معلم ها .
و خب ……همین دیگه هیچی فقط اگه میبینی و خوشت هم نیومد لایک کن 💙، انرژی بگیرم
دوباره گذاشتمش برا اونایی که تازه اشنا میشن
- ۸۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط