{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌زمستان است ...

‌زمستان است ...
و چشم کوچه از انتظارت ، سپید!
پرنده ی مهاجرم ! بگو با کدام بـرف ...
می نشینی بر شاخسار تنهایی ام؟
دلواپس سرما نباش اینجا ...
از هیزم دل آتشی برایت...
روشن کرده ام....
دیدگاه ها (۱)

‍ باز هم پنجشنبه است!خودت بگودست در دست دلتنگی هایمدر کدامین...

من آدمِ نرفتنم، آدمِ دوست ماندن،یا اصلا آدمِ دیر رفتنم، خیلی...

"ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"و این منمزنی تنهادر آستانه فص...

پنج شنبه ها وضوی عشق بگیراقتدا به تمام دلبستگی ها کن با تمام...

افسانه ی خون و گل قسمت ۴۱: زمزمه‌هایِ سنگِ سردمینجی در دلِ ...

آنها را از برف نجات داد

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط