تا اطلاع ثانوی عشق تعطیل است بذر و بخش کردن محبت ممنوع...
تا اطلاع ثانوی عشق تعطیل است بذر و بخش کردن محبت ممنوع...
تا روزگاری دیگر دل دادن حررررام است
آدمهای این شهر دلمیگیرند و دل نمیدهند...
تا اطلاع ثانوی من خستهام...
از عشق ،از ممنوعههای گَس...
از یواشکیهای دوست داشتنی...
اما ناگوار
تا بعدا و بعداها من بریدهام دیگر اشکهایم نمیبارد،کویر شدهام خشک و بی بر...
بهاری ندارم که سبز شوم
کاش آسمانم سبز بود زمینم سبز...
تا اطلاع ثانوی «درد بی درد علاجش آتش است »...
تا مطلع شوی که من سالهاست که رفتهام...
تا روزگاری دیگر دل دادن حررررام است
آدمهای این شهر دلمیگیرند و دل نمیدهند...
تا اطلاع ثانوی من خستهام...
از عشق ،از ممنوعههای گَس...
از یواشکیهای دوست داشتنی...
اما ناگوار
تا بعدا و بعداها من بریدهام دیگر اشکهایم نمیبارد،کویر شدهام خشک و بی بر...
بهاری ندارم که سبز شوم
کاش آسمانم سبز بود زمینم سبز...
تا اطلاع ثانوی «درد بی درد علاجش آتش است »...
تا مطلع شوی که من سالهاست که رفتهام...
- ۶۲۷
- ۰۹ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط