{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد پای رفتنت

رد پای رفتنت
ته چشمهایم جا مانده...
میشود
مثل بارانهای پاییزی
بی هوا از راه برس
میخواهم تمام خیسی کوچه را
پا برهنه بدوم
تا به روزهای
آفتابی با تو بودن برسم...


#جان_شیفته
دیدگاه ها (۱)

ميهمان خيالم كه ميشوی باد كه هيچ ، طوفان هم بيايد ديگر تكان ...

تسݣین ده ؛عاشق نہ فراق و نہ وصال اسٺچیزے اسٺ غم عشق, ݣہ تدبی...

تو مثل دلبری های ﭘﺎﯾﯿـــ🍂ــﺰ می مانی ... آدم نمی داند بودنت ...

#شــب_ڪه_می_شودبہ هم شب بخیر می ڪَوییم اما نمی خوابیم وانمود...

زندگی دوباره...پارت بیست و چهارم(آخر) ___________________ساع...

(یه کونده اینو گذارش کرد دوباره گذاشتم) Part6 ویو ا. تفرد حد...

#رمان‌رقص‌با‌شیطان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط