{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت است که با بغض بخندی که نبینند

سخت است که با بغض بخندی که نبینند
در چشم تو جز شبنم لغزنده نباشد
با عشق بچینید شبی ، سفره ی احساس
سهم تو فقط لقمه ی ته مانده نباشد
سخت است که بازی بخوری از همه دنیا
نقش تو به جز مهره ی بازنده نباشد
دل بسته شوی مثل بیابان به کمی ابر
یک سایه ی موهوم ، که بارنده نباشد
سخت است دم چوبه ی اعدام ، ببخشی
آن قاتل احساس ، که شرمنده نباشد
برگشت کند پست، تمام غزلت را
در آدرس شعر تو ، گیرنده نباشد
سخت است که دلتنگ شوی چاره نباشد
ای کاش به این حال کسی، زنده نباشد
دیدگاه ها (۸)

دوباره حنجره‌ها، ناله‌ها، شکستن‌هادوباره چشم ز هر بدقواره بس...

غمگینم از نگاهت، بی مهریِ کلامتخوردم به کوهی از یخ از سردیِ ...

از دست رفتن های من دست خودم نیستمگذار آن را پای من، دست خودم...

بگذار برای دل خود اشک بریزممن "کاشف" عشق تو شدم آه عزیزم......

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط