{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بر سر آن کوچه که افتاد گذارت...

ما بر سر آن کوچه که افتاد گذارت...
یک شهر گواه است که مردانه نشستیم

#سید_علی_علوی
دیدگاه ها (۱)

ای ابر دل گرفتۀ بی‌آسمان بیاباران بی‌ملاحظۀ ناگهان بیا#فاضل_...

خزان هوایی‌ست که حوصله‌ی حرف زدن و خندیدن را ندارد. یک‌بند م...

تا مرا می نگردقافیه را می بازم...#علیرضا_آذر

امّا ساحل زخم من ناپیداست!و هیچ سرزمینی مرحمی نیست برای تنها...

کردستان،طبیعت روستای بندول روبروی کوه های سر بە فلک کشیدە تخ...

مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانی‌اتسلام و حال‌پُرسی و شروع خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط