{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته نیستم، فقط دیگر کمی حوصله‌ام سر رفته است

خسته نیستم، فقط دیگر کمی حوصله‌ام سر رفته است
از این همه شب بیداری‌های تکراری!
از این همه منتظر ماندن و نیامدن!
نه من خسته نیستم، فقط دیگر با کسی حرفم نمی‌آید،
هضم یک آدم جدید برایم سخت شده!
میدانی؟! آدم وقتی تمامش را از دست میدهد،
دیگر خود به خود به موجودی تبدیل میشود
که نه حوصله ی توضیح دارد و
نه اشتیاقی برای آدم های جدید!
سعی میکند و ترجیح میدهد که
خودش با خودش بیشتر رفیق باشد!

محسن_دعاوی
دیدگاه ها (۲۳)

ای در دل من میل و تمنا همه توواندر سر من مایهٔ سودا همه توهر...

عشق گاهی فراتر از «تصورات» ماستمثلا مادر مهربانی که با لبخند...

من آن ابرم که در گرمایِ مُـــرداداگر باران ندارم سایــــه دا...

تک پارتی سوکوکو نوشتم

_𝑯𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅_○پارت دوم : بی‌اهمیت~-نوآامروز هم برای نوآ¹...

عشق ادایی {پارت ۳}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط